بلاگ
نوجوانی؛ غده سرطانی یا بستر شکوفایی؟
نوجوانی، مرحلهای سرشار از تغییرات و البته، چالشهاست. بسیاری، نوجوانی را دورهای پرفشار و دشوار میبینند که نوجوان ناچار است با آن دست و پنجه نرم کند تا بالاخره از آن گذر کند! اما آیا بهراستی نوجوانی دورهای اینچنین تاریک است؟!
در ابتدا خوب است به این نکته اشاره کنیم که نوجوانی یک مرحلۀ مجزا و خاص رشد با ویژگیهای منحصربهفرد خودش است و نه صرفا پلی میان کودکی و بزرگسالی که باید از آن عبور کنیم تا به مقصد برسیم!
زمانی، نوجوانی بهعنوان دورهای سرشار از تعارض و آشوب شناخته میشد. نوجوانان در جامعه بهعنوان گروهی ناپخته، ناسازگار و پرتنش دیده میشدند و نگاه عموم مردم بیشتر بر نقص، بیثباتی و خطر متمرکز بود تا بر رشد و ظرفیت و پتانسیلهای فرد. به همین دلیل، بزرگترها تلاش میکردند تا نوجوانان را تحت کنترل خود درآورند، گاهی حتی او را سرکوب کرده ، نظراتشان را به او تحمیل کنند و بهجای او تصمیم بگیرند تا خدای ناکرده فرزندشان دچار اشتباه نشود و به قولی، با سلامتی و به درستی ، غول نوجوانی را پشت سر بگذارد! در واقع، نوجوان بهجای اینکه بعنوان فردی”درحال رشد و شکوفایی” دیده شود، بیشتر بعنوان فردی”بحرانزده” دیده میشد.
اما پژوهشهای جدید دیدگاه متفاوتی دربارۀ نوجوانی اتخاذ کردهاند. پژوهشگران اشاره میکنند که چنین دیدگاهی دربارۀ نوجوانی اغراقآمیز است، آشفتگی، ویژگی ذاتی سالهای نوجوانی نیست و همۀ نوجوانان این دوره را به شکل یکسانی تجربه نمیکنند. ابعاد زیستی، روانشناختی و اجتماعی در تعامل با یکدیگر بر رشد نوجوان تأثیر میگذارند و نقش فرهنگ را نیز نمیتوان نادیده گرفت. به بیان دیگر، امروزه تأکید میشود که نوجوانی هم دورۀ فرصت است و هم آسیبپذیری.
نوجوانی، دوره رشد تفکر:
در این سن، نوجوان یاد میگیرد که در مواجهه با مسائل، احتمالات مختلف را از قبل پیشبینی کند و برای آنها پاسخ و راهحل مناسبی در نظر بگیرد. توانایی تفکر انتزاعی در این دوره تقویت میشود
نوجوانی، دوره بازسازی فعال مغز:
در این دوره مغز به سازماندهی مجدد میپردازد و تجربیات نوجوان اثر عمیق و ماندگاری بر رشد او میگذارند. بنابراین اگر محیط همراه با تجربیات مثبت باشد، قدرت یادگیری و خودتنظیمی بیشتر شده و عزت نفس نوجوان افزایش مییابد.
نوجوانی، دوره یادگیری اجتماعی:
نوجوانی، دوره تمرین زندگی اجتماعی واقعیاست. در این دوره، روابط اجتماعی اهمیت بیشتری برای فرد پیدا میکنند و نوجوان، بازخوردهای دیگران را جدی گرفته و به آن فکر میکند. این ویژگی سبب میشود که فرد بیاموزد چگونه عضوی از گروه باشد، چگونه همدلی کرده و از نقطه نظر دیگران به موضوعات بنگرد، چگونه بر سر اختلافات گفتوگو کند و درنهایت، یاد بگیرد که چگونه هویت اجتماعیاش را شکل دهد.
این گفتهها و موارد بسیار دیگر، حکایت از این دارند که نوجوانی نه یک دورۀ ترسناک بلکه دورۀ رشد و شکوفایی است. هدف ما این نیست که نوجوانی را دورهای عاری از هرنوع چالش و دور از هرگونه آسیب معرفی کنیم؛ بلکه چیزی که مهم است اینست که ظرفیتهای فراوانی که در دل دارد را نیز در نظر بگیریم. اگر محیط، محیط ناسالمی باشد و حمایت مناسب از طرف اطرافیان و بهخصوص خانواده صورت نگیرد، تجربیات این دوره مثل بحران هویت، تأثیرات همسالان و… میتواند آسیبزننده باشد. اما اگر محیط، حمایتکننده باشد، همین مسائل میتواند به رشد و پیشرفت نوجوان منجر شود. نوع نگاه” فقط بحران“به نوجوان، خطرناک است و نوجوان را از ظرفیتهای رشدی غنی این دورۀ طلایی محروم میکند.